جان فدا| قصه های این روزهای کرمان را اینجا بخوانید/ از کل کل «حاج قاسم» و ابومهدی بر سر کُت بدشگون تا دلتنگی های مادربزرگ + فیلمکرمانِ من این روزها قصه های زیادی دارد، هر کدام از آدم هایی که راوی این قصه ها هستند، ناگفته هایی دارند که زوایایی پنهان از شخصیت حاج قاسم و مکتب سلیمانی را برملا می کند. - خبرگزاری فارس _ کرمان؛ مهسا حقانیت: کرمانِ من این روزها حال و هوای متفاوتی دارد، مردم زیادی خودشان را به مزار سردار حاج قاسم سلیمانی می رسانند، هرکدام از این مردم اما قصه هایی با خود به گلزار شهدای کرمان می آورند، قصه هایی که زوایایی پنهان از شخصیت حاج قاسم و مکتب سلیمانی را برملا می کند. قصه اول؛ کل کل حاج قاسم و ابومهدی بر سر کُت بدشگون با آمنه شهریارپناه همکارم در خبرگزاری فارس در میان گذرگاه گلزار شهدا که اسمش را با توجه به حال و هوای کم نظیرش در دهه مقاومت گذاشته ام گذرگاه عشق به سمت مزار شهدا قدم می زنیم. از بحث درباره نظرات حاج قاسم در مورد حجاب، می رسیم به شوخ طبعی ها و شوخی های بامزه حاجی. آمنه از مصاحبه روز گذشته اش با خالق جعفری جانشین تیپ حضرت ابوالفضل العباس(ع) و مسؤول تیپ فاطمیون در شرق سوریه می گوید، او برایم به نقل از خالق جعفری تعریف می کند: یک روز قبل از اولین یادواره شهدای مهاجر در مشهد حاج قاسم و ابومهدی المهندس در جمع لشکر فاطمیون صبحانه می خوردند که حاجی رو کرد به ابومهدی و گفت: صبحانه ات را بخور و اینقدر پرحرفی نکن، پیگیر این شوخ برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |